عبد المحمد آيتى
40
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
مردم در زمان او در راحت و نعمت بسر بردند . در زمان او چهار تن كه در چهار فضيلت مشتهر بودند معاصر افتادند : يكى مولانا اعظم نصير الدين محمد طوسى كه در كمال حكمت و علوم رياضى و اخلاق از ارسطو و بطليموس و افلاطون درگذشت . ديگر وزيرى چون صاحب ديوان شمس الدين كه در كار خود آيتى معجز مانند بود و سوم موسيقارى چربدست چون صفى الدين عبد المؤمن ارموى و چهارم خطاطى چون جمال الدين ياقوت . سوغونجاق ، نوئين را علاوه بر نيابت و حكومت ممالك مخصوصا به تمشيت مهمات بغداد و فارس بگماشت و او الحق اميرى عادل و عاقل بود ، قاعدههاى نيكو نهاد . منصب صاحب ديوانى ممالك را بر قاعده زمان هلاكو به صاحب عادل شمس الدين محمد بن صاحب ديوان بهاء الدين محمد الجوينى ( كه خداى خاكشان نورانى و چهرشان تابناك سازاد ) تفويض كرد و او پدر در پدر از بزرگان خراسان بود و در دولت هلاكو كه سرتاسر خراسان دستخوش غلبهء مغول بود او در حفظ و حراست قواعد دين اسلام اعجاز كرد . در عصر آباقا منصب و مرتبهء بيشتر يافت و تمام مهام مملكت به دو واگذار گرديد و [ 56 ] آستانش همانطور كه ملجأ و مأمن فقرا و آحاد رعيت بود پناهگاه سلاطين و ملوك خراسان و عراق و بغداد و شام و روم و ارمن نيز گرديد . از گردنكشان اطراف و ملوك نواحى هركه با او دم مخالفت زد و از جادهء متابعت منحرف گرديد دستخوش نابودى شد . صاحب ديوان در تمامت ممالك ايلخانى ، براى املاك خود ديوانى ترتيب داد و نائبانى كافى و متعمد برگماشت تا به امور بخششها و انعامات و صلات و صدقات رسيدگى مىكردند . در تاريخ 693 در عهد دولت كيخاتو خان دارائى او را حساب كردند حاصلات املاك او در سال از سه هزار هزار و ششصد هزار دينار زيادت آمد . با اين جلالت قدر در تعظيم و تكريم ارباب فصل مبالغه مىكرد . از اينرو نهال علم و ادب به يمن تربيتش بارور گرديد و سايه گسترد و ميان افاضل و اراذل و حكيم و جاهل و اصيل و خامل بر خلاف امروز امتيازى حاصل شد بخصوص صاحبان شعر و نثر را بنواخت و خود او نيز در اين دو استادى توانا بود . و هرچند آفتاب را به دليل حاجت نيست . نمونهاى از رشحات قلم او را در اين تأليف مىآورم : در سالى كه جهت ضبط مسالك روم و مصالح آن مرزوبوم بدان ديار رفته بود [ 58 ] روزى در اثناء مجلس بزمى از اغيار عارى چون ساقيان دورى شراب بدادند ، يكى از